بارانی که میبارد

گاهی اوقات باران که می بارد
دلگیری آسمان از توست
زمین سردر گریبان می گیرد
لرزه بر تن زمین گام های توست

گاهی اوقات باران که می بارد
دلگیری آسمان از توست
زمین سردر گریبان می گیرد
لرزه بر تن زمین گام های توست


وقتی رفتم پیش دانشگاهی عاشق دبیر ادبیاتم شدم چون حس کردم حجابو دوس دارن هد زدم تا ترم 3 دانشگاهم همیشه هد داشتم هیچوقت اجازه ندادم حتی یه تار موم بیرون باشه ولی چون این حجاب با احساس به یه موجود خاکی شروع شده بود بازم رفت....
وقتی رفتم مشهد به امام رضام قول دادم دختر خوبی باشم از اون موقع بازم حجابم کامله ...
از تیرماه فقط دغدغه اینو داشتم که چادری شم با پریسا دوستم هم مشورت کردم اونم با اینکه چادری نیس ولی تشویقم کرد...
من موندم با کلی فکر که خدا تو زمستون چیکار کنم سختم میشه ، خدا تابستونا گرمم میشه ... البته نا گفته نمونه خیلی برخوردای بدی از برخی چادری ها دیده بودم که فک میکردن خودشون فرشته اند و بقیه جنی یا بچه شیطونی، چیزی، و خلاصه نگاه تحقیر امیزی داشتند بطوری که از چادر زده شده بودم ولی مگه همه چادری ها بدن؟ نه ....یا مثلا همه مانتویی ها بدن؟ نه...
خلاصه میدونین آخرش به چی فک کردم
...
من که با کلی خطا دل اماممو شکوندم، واسه زخمهایی که خودم به دل مبارک اقا زدم باید یه مرهمی جور کنم ...
خوب حجاب داشتن که واجبه باید یه کاری کنم که واسه خودم خیلی سخت باشه
تصمیم گرفتم چادری شم با اینکه واقعا سختمه
چادرم هدیه ای برای مولایم مهدی
اقا جان قبول کن این تحفه را از من و برام دعا کنین تا اخر ، همراهم حفظش کنم...
***
البته اینم بگم تو خونه ی ما هیچوقت به من حجاب تحمیل نشد. به قول دکتر شریعتی:
"نمیخواهد لباسی بدوزید و بر تن زن امروز نمایید فکر زن را اصلاح کنید او خود تصمیم میگیرد که چه لباسی برازنده اوست"
نا گفته نمونه چادری شدنم با مطالعه بوده و تو اون خیلی از وبلاگا مثله زینت زن=حفظ حجاب یا دختران ماه پیشونی نقش داشتند.
تحمیل
کردن حجاب نتیجه ی بدی میده .آخرش میشه یه دختر چادری که فقط موقع از خونه
در اومدن چادر داره و سر کوچه چادر میره تو کیفش و میشینه وسط خیابان به
ارایش کردن چیزی که خیلی دیده شده...

جنگ هم چنان باقی است...
جنگی در پشت چشمان...
سنگر تو جنسی از پارچه...

خانم ها حتما بخوانند؛
خداوند متعال را شاكرم كه چادری شدم و به آن عشق می ورزیدم . البته به نظرم خانواده هم در داشتن رفتار اسلامی فرزندان خود تاثیر فراوان دارد .
یادم می آید در زمان خردسالی ؛وقتی كه هفت سال بیشتر نداشتم؛ نسبت به همكلاسی هایم محجبه تر بودم . زیر مقنعه هد می زدم طوری كه حتی یك تار مویم بیرون نمی زد. علاقه زیادی به حجاب و چادر داشتم.
هنگامی كه به سن تكلیف رسیدم و قرار بود در مدرسه برایمان جشن تكلیف برگزار شود از مادرم خواستم برایم جایزه یك چادر بخرد .
برق شادی را در چشمان مادرم احساس كردم. باخوشحالی گونه هایم را بوسید و گفت چشم دختر گلم حتما عزیزم چه انتخاب زیبایی .
مادرم به قول خود عملكرد و علاوه بر چادر مشكی یك ساعت مچی قرمز كه خیلی هم زیبا بود برایم هدیه گرفت و اینگونه شد كه من چادری شدم . اما فقط در مدرسه چون به خوبی نمی توانستم چادرم را جمع كنم و مرتب پایین چادرم خاكی می شد آن وقت مادرم باید هر روز چادرم را می شست .
اما از كلاس چهارم كه كمی قد كشیدم و چادرم به زمین كشیده نمی شد مادرم اجازه داد با چادر به مدرسه بروم و از این كار لذت فراوانی می بردم . من از كودكی چادر را به عنوان عضو جدا ناپذیر از وجودم پذیرفتم .
درست است وقتی كه چادر می پوشیدم و به مدرسه می رفتم همه مرا به بچه مثبت و حاج خانم می خواندند، اما من نه تنها بدم نمی آمد بلكه احساس غرور می كردم و بسیار خوشحال می شدم .
خداوند متعال را شاكرم كه چادری شدم و به آن عشق می ورزیدم . البته به نظرم خانواده هم در داشتن رفتار اسلامی فرزندان خود تاثیر فراوان دارد . برای مثال من همیشه مادرم را در بیرون از منزل و مهمانی ها با چادر دیده ام ارزش گذاشتن به چادر را از وی آموختم .ایشان الگوی خوب و مناسبی برای من بوده است . و نمی دانم اگر راهنمایی و ارشاد خانواده نبود آیا در حال حاضر من چادری بودم یا خیر ؟
ارزش نهادن به چادر برای من در سرما و گرما یكسان است یادم می آید در تابستان زمانی كه هوا خیلی گرم بود و من با چادر به باشگاه ورزشی می رفتم دوستان به من می گفتند ما كه چادر نداریم از گرما ذلّه شده ایم گرمای چادر تو را اذیت نمی كند؟
من هم جواب آنها را همیشه با این جمله می دادم كه من چادرم را دوست دارم و گرمای آن برایم لذت بخش است . مگر شما كسی یا چیزی را كه دوست دارید از آن اذیت می شوید.
سخن را كوتاه كنم خلاصه من عاشق چادرم هستم و حاضر نیستم آن را با چیز دیگری عوض كنم .
ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است
دیروز تیر ها شقایق های ما را در خاکریز به خاک و خون می کشیدند...
امروز نگاه های مسموم پاکی هارا نشانه گرفته است ...
فردا ...
پس خون برادرت را با بر سرکردن پارچه مشکی نگاه دار...

سایه ات از سرم کم مباد
که سیاهی ات
راهی سپیدی صبح بهشتم می کند
.... ان شاءالله
جایگاه حجاب و عفاف از دیدگاه امام خمینی (ره)
مقام
زن مقام والاست؛ عالى رتبه هستند، ما مى خواهیم زن به مقام والاى
انسانیَّت خودش باشد نه ملعبه (بازیچه) در دست مردها باشد، در دست اراذل
باشد. زن ها گمان نكنند كه این مقام زن است كه باید «بزك» كرده بیرون
بروند، با سرِ باز و لخت بیرون بروند! این مقام زن نیست؛ این «عروسك بازى»
است نه زن. زن باید شجاع باشد، زن باید در مقدَّرات مملكت دخالت كند. زن
آدم ساز است؛ زن «مربِّى» جامعه است.
"صحیفه امام، ج 6، ص 301 - 300"
[ادامه مطلب = متن کامل چادر بهترین نوع حجاب است ]